سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

477

تاريخ ايران ( فارسى )

اعزام دارد معذلك حكمران نامبرده در دفاع از شهرها و جلوگيرى از كليهء حملات و تعرضات لياقت و كفايت قابل تحسينى از خود ابراز داشت . بالاخره در سال 51 پيش از ميلاد حمله‌اى كه اين مدت مايهء خوف و اضطراب بود بوقوع رسيد و لشكرى با سازوبرگ مركب از سواران سبك اسلحه تحت فرمان پاكاروس به سوريه تاختن آورد ولى در محاصره و گشودن شهرهائى كه داراى مستحكمات بود نتوانستند كارى از پيش ببرند . كاسيوس اگرچه مجبور شد كه انطاكيه را پناهگاه خود سازد ولى گاهگاهى از جنگهاى تعرضى كوتاهى نميكرد و در مقابل قشون پارت عملياتى شبيه به طرز جنگى آنها مينمود يعنى حمله ميبرد و بعد از ميدان ميگريخت و پارتيها را به تعاقب خود واميداشت و در كمين‌گاههائى كه قبل از وقت تهيه ديده بود به طرف آنها برگشته انتقام ميكشيد و با وصف احوال پاكوروس از جنگ خسته نشد و از رود فرات كه گذشته بود برنگشت و در تهيهء آن بود كه پس از گذشتن زمستان جنگ را از سر گيرد ليكن او اين نقشه خود را تغيير داده و بجاى اينكه دوباره بسوريه حمله ببرد ويرا اغوا كردند كه بر ضد پدر توطئه و سازش كند اما پيش از اينكه اين سازش صورت عمل به خود بگيرد ارد از قضيه خبردار شده و پسر خائنش را بدربار احضار نمود . در تابستان 50 قبل از ميلاد قشون پارت از فرات به عقب برگشت و بدينگونه نخستين جنگ و زورآزمائى با دولت مغربى خاتمه يافت كه بطور بدى دچار خفت و پستى گرديده نتوانسته بود خسارت و زيان واردهء بر حيثيات و اعتباراتش را جبران و تلافى كند ، برعكس دولت پارت كه از فوائد و منافع سرشار مادى و معنوى برخوردار و داراى سلطنتى در درجهء اول بوده است كه متصرفات مشرقى دولت روم را در معرض مخاطره ميداشت .